تبليغاتX
تنهاترین تنها

تنهاترین تنها

یاد من باشد تنها هستم ... ماه بالای سر تنهایی ست


دلم به وسعت چشم های عاشقت تنگ است

ولی خطوط فاصله چقدر پر رنگ است

تمام غصه من بی کسی و تنهایی ست

ولی امید رسیدن چقدر کمرنگ است

دگر نخواهم دید آن چشم های زیبا را

دلم برای نگاهت چقدر دلتنگ است

از آن سحر که برای تو وقت رفتن بود

دگر طلوع برایم چقدر کمرنگ است

هزار بار ملامت شنیدم و یک بار

کسی نگفت که شاید دل تو از سنگ است

کنون تو نیستی و آگاهی که فاصله ها

میان دست من و تو هزار فرسنگ است ...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت20:43توسط تنهاترین تنها (لیندا) | |

خداحافظ!خداحافظ! سلام خوب دیروزم

بدون من تا ته دنیا به آتیش تو می سوزم

خداحافظ!خداحافظ! همیشه همدم و همراه

دلیل بغض بی وقفه ، دلیل هق هق گهگاه

خداحافظ!خداحافظ! عزیز خسته از تکرار

نگو تقدیر ما این بود ،‌ محاله بعد از این دیدار

خداحافظ!خداحافظ! سیه پوش سراپا نور

شروع ناب هر شعری ، تو ای نزدیک دورادور

خداحافظ غزلساز طناب و شاخه و رؤیا

صدای ناب روییدن ، غریق عاشق دریا

خداحافظ!خداحافظ! گل اردی بهشت من

پر از نام زلال توست ،‌ کتاب سرنوشت من

خداحافظ!خداحافظ! دلیل تازه بودن ها

خداحافظ!خداحافظ! تمنای سرودن ها

خداحافظ!خداحافظ! سفر خوش ! راه رؤیا باز

پس از تو قحطی لبخند ، پس از تو حسرت پرواز

خداحافظ...

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت17:44توسط تنهاترین تنها (لیندا) | |

 

از نگاهت مي شود فهميد که هنگام جدايي سخت نزديک است
مرا نه تاب ماندن هست
نه پايي براي رفتن از اينجا
تو را هرگز نمي دانم چگونه با چه رويي
بي من تنها جدا تنها به سوي خانه خواهي رفت
اين صداي پاي ترديد است
مي گويد به من : بايد که تنها رفت
مي روم اما تو را در ياد خواهم داشت...

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت17:23توسط تنهاترین تنها (لیندا) | |

 

خداحافظ برایت حرف زیبایی است

نمی خواهی بدانی
در دل این خسته ی عشقت چه غوغایی است

و یا من زیر آوار غم رفتن چه خواهم شد؟
برو زیبا
برو تنها
میان نامه هایت می نوشتی
زندگی زیباست

و من هم زندگی را در تو می دیدم

برو استاد خوبی ها
به من درس وفا دادی
خیالی نیست

درد بی تو بودن را
تحمل بهترین راه است

و من هم خوب فهمیدم وفا
یعنی
خداحافظ

+نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت14:32توسط تنهاترین تنها (لیندا) | |

تنها بودن سخت است

اين كه از هر طرف رانده شوي ديوانه كننده است

اين كه هيچ كس تو را نفهمد مر گ آور است

و من تنها مرده ي ديوانه اي هستم

كه آرزوي ديدن تو را مي كنم

آري تو

تو كه گوش مي كني و هيچ نمي گويي

و من سال هاست كه شب ها به اميد ديدن تو در رويا،

مي خوابم


و اما تو

...

پس كي به اين خواب هاي بي خوابي ام مي آيي

به شب هاي بيداري ام

و

به اشك هاي ناتمامم

نگو كه دوباره دلم شكست و به سويت آمدم

نگو كه وقتي خوشم شكرت نمي كنم

كه تو دروغگو نيستي!

مي دانم كه جزاي گناه از ياد بردن تو عشق است

و من

كه تنها مرده ي ديوانه ام

از تو هر دو را مي خواهم

هم عشق را

و هم تو را

 

آري من عشق تو را مي خواهم

عشق به تو!

منتظرم...

منتظر لبخند هاي هميشگي تو

منتظر مهرباني ات

و منتظر

ديدنت

مرا با خود ببر از اين بهشتي كه تو در آن نيستي

كه من سخت آشفته ام...

+نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت18:58توسط تنهاترین تنها (لیندا) | |